برای بار ششم دوباره رفتیم کربلا و همه رو دعا کردیم

برای بار ششم دوباره رفتیم کربلا و همه رو دعا کردیم
شهادت سنگ گرانیست به هر کس ندهند.
به هر حال کربلا و نجف و کاظمین جای همگی خالیه .
خیلی سوزش داره وقتی شب رو کنار حرم حضرت عباس علیه السلام بخوابی . ظهر فرداش مهمون رستوران حرم حضرت عباس باشی عصر به سمت نجف حرکت کنی شب توی نجف کنار مرقد امیر المومنین بشنوی که بعد از رفتن تو کنار حرم حضرت عباس 50 نفر شهید شدند.
بعدش به کاظمین بری بگن دیروز 4 نفر کنار حرم موسی بن جعفر و امام جواد علیه السلام شهید شدند و وقتی بررسی کاظمین بهت بگن یک روز بعد از اینکه از نجف به کاظمین رفتی یک خانواده رو توی را سر بریدند. و در آخر از همه بدتر اینکه وقتی در حال رسیدن به بغداد باشی 100 متری ماشینی که تو توی اون سوار هستی یه مین کار گذاری شده توسط وهابی ها رو از دور با تیر خنثی کنن و تو صدای انفجار اون رو بشنوی و در آخر صحیح و سالم برگردی تهران خراب شده.

/ 6 نظر / 4 بازدید
سجاد

فقط ياعلی

رضا

سلام و درود بر شما و قلم توانمند و دانایتان باستحضار میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی ببا عنوان دوباره دستانمان پر از دعا میشود بسوی آسمون ...بمناسبت حلول ماه مبارک رمضان و دعوت شده به ضیافتی به میزبانی خداوند متعال بروز شده است مثل همیشه منتظر قدوم سبز و نظرات ارزشمند شما هستم ...با آرزوي قبولي طاعات و عبادات همه دوستان و سروران گرامي از در گاه خداوند متعال ..در اين ماه پرفضيلت ...التماس دعا....... ديده بگشا اي به شهدِ مرگِ نوشينت رضا ديده بگشا بر عدم اي مستيِ هستي فزا ديده بگشا اي پس ازسوء القضا حسن القضا ديده بگشا ازكرم ، رنجورِ دردستان ، علي بحر ِمرواريدِ غم ، گنجورِ مردستان ، علي ديده بگشا رنجِ انسان بين و سيلِ اشك وآه كبرِ پُستان بين و جامِ جهل و فرجامِ گناه تير و تركش ، خون وآتش ، خشمِ سركش ، بيمِ چاه ديده بگشا بر سِتم ، دراين فريبستان ، علي شمعِ شبهاي دژم ، ماهِ غريبستان ، علي ديده بگشا نقشِ انسان ماند باجامي تهي سوخت لاله ، مرد لِِِِِِيلي ، خشك شد سروِ سهي زآگهي مان جهل ماند و جهل ماند از آگهي ديده بگشا اي صنم اي ساقيِ مستان ،

مريم

سلام وبلاگ زيبا و وزينی داريد كاش وقتي زندگي فرصت دهد گاهي از پروانه ها يادي كنيم كاش بخشي از زمان خويش را وقف قسمت كردن شادي كنيم كاش وقتي آسمان باراني است از زلال چشم هايش تر شويم وقت پاييز از هجوم دست باد كاش مثل پونه ها پر پر شويم كاش وقتي چشم هايي ابريند به خود آييم و سپس كاري كنيم موفق باشيد

رضا

ناگهان چقدر زود دیر می شود... خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری .....شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری ...لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن .....خاطرات بایگانی،زندگی های اداری ...آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین ........سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری .......با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته......خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری .....صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده ....خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری ....عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی ....پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری ......رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم: ......شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری ...در پناه حق و خدا نگهدارتان .......

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و درود بر قلم توانمند و هنرمندتان ،در ضمن باستحضار شما میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان " ارزش نهادن به عشق و رمزهای ماندگاری آن .." بروز شده است ...خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات خود را مرقوم فرمائید ،مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را در تمامی مراحل زندگی دارم .....

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و درود بر قلم توانمند و هنرمندتان ،و تبریک فرا رسیدن عید سعید غدیر خم ..عید ولایت و امامت امیر المومنین شیر مرد تاریخ بشریت ..در ضمن باستحضار شما میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان " عمل صالح و پاداش نیکو " بروز شده است ...خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات خود را مرقوم فرمائید ،مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را در تمامی مراحل زندگی دارم ......دهان بی زبان پند می گفت و راز ....که ای بی نوا با بینوایی خود بساز ...غم از گردش روزگاران مدار...که بی من و تو بگردد بسی روزگار ...غم و درود و شادمانی و خوشی نماند هر گز ....جزایی عمل من ماند و نام نیک تو ...در پناه حق و خدا نگهدارتان ................................................