کربلا - سفر دوم

دوستان ما دوباره رفتیم کربلا همه شما رو دعا کردیم . ان شاء الله قسمت شما هم بشه. راستی ایده بدین یادتون نره

/ 2 نظر / 11 بازدید
رضا

سلام و درود بر شما و نوشته های بسيار پربار و پرمحتوايتان بسيار زيبا و پسنديده ..آرزوی تندرستی وس عادتمندی شما را دارم و ممنونم از حضور تان در کلبه درويشی حقير در پناه حق ....... شب سردي است و من افسرده ... راه دوري است و پايي خسته ... تيرگي هست و چراغي مرده ... مي كنم تنها از جاده عبور ... دور ماندند ز من آدمها... سايه اي از سر ديوار گذشت... غمي افزود مرا بر غم ها ... فكر تاريكي و اين ويراني... بي خبر آمد تا به دل من... قصه ها ساز كند پنهاني.... نيست رنگي كه بگويد با من... اندكي صبر سحر نزديك است ... هر دم اين بانگ برآرم از دل ... واي اين شب چه قدر تاريك است ... خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟... قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟.... صخره اي كو كه بدان آويزم ؟.... مثل اين است كه شب نمناك است ... ديگران را هم غم هست به دل ... غم من ليك غمي غمناك است...

اکبر

با سلام وبلاگتان جالب بود به ما هم سری بزن يا علی با الهی! ماروهم دعا کن