/ 5 نظر / 9 بازدید
رضا

سلام و درود فراوان بر شما و ممنون از حضور گرمتان در کلبه درويشی حقير ..و ممنون از لينک حقير ..من هم حتما لينک شما را قرار خواهم داد ...و چه عنوان زيبای داريد بشما و روح پاکتان درود می فرستم و با‌اشنای با شما بسيار خرسندم و ارزوی تندرستی و سعادتمندی شما را در تمامی مراحل زندگی دارم ....و التماس دعا دارم در اين شبهای پرفضيلت ......در پناه حق ...

رضا

شب سردي است و من افسرده ... راه دوري است و پايي خسته ... تيرگي هست و چراغي مرده ... مي كنم تنها از جاده عبور ... دور ماندند ز من آدمها... سايه اي از سر ديوار گذشت... غمي افزود مرا بر غم ها ... فكر تاريكي و اين ويراني... بي خبر آمد تا به دل من... قصه ها ساز كند پنهاني.... نيست رنگي كه بگويد با من... اندكي صبر سحر نزديك است ... هر دم اين بانگ برآرم از دل ... واي اين شب چه قدر تاريك است ... خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟... قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟.... صخره اي كو كه بدان آويزم ؟.... مثل اين است كه شب نمناك است ... ديگران را هم غم هست به دل ... غم من ليك غمي غمناك است...

رضا

سلام مجدد ...و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در اين ماه پربرکت و ميهمانی به ميزبانی خدا ....لينک شما قرار گرفت و باعث خرسندی است در پناه حق ..

رضا

سلام و درود بر شما و قلم توانمندتان ...ضمن آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما از درگاه خداوند متعال و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه پر فضيلت با ستحضار ميرساند کلبه درويشي حقير با مطلبي .با عنوان ضيافتي به ميزباني خدا بروز شده است خوشحال ميشوم تشريف بياوريد منتظر حضور گرم و قدوم سبز شما مثل هميشه هستم ... در پناه حق ... اگر لذت و ترک لذت را بداني .....دگر لذت نفس را لذت نخواني .....هزاران در خلق ، برخود ببندي .... گرت باز باشد ، دري آسماني ...سفره هاي علوي کند ، مرغ جانت ...گر از چنبر آز ، باز راني ..........التماس دعا

رضا

سلام و درود فراوان برشما دوست عزيز روز ميلاد کريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي (ع) بر شما و خانواده محترمتان مبارک باشد، آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما را از درگاه پاک خداوند متعال دارم التماس دعا ...و در پناه حق ........................ بظلمت ز نور خدا می گریزی تو لب تشنه ز آب بقا می گریزی ز مادر بود مهربانتر خدایت تو جاهل به غم از خدا می گریزی خدا خواست تا که هدایت نمائید تو که بی جوابی چرا می گریزی غفرواالی الله فرموده یزدان تو باید ز نقش هوا بگریزی بهر جا روی سایه لطف رحمان زدنبالت آید ...کجا می گریزی اگر میگریزی ز بیگانه بگریز چرا آخر از آشنا می گریزی سرا پای درد و محتاج درمان چرا از طبیب و دوا می گریزی شفای تو در بارگاه خداست چرا آخر از این سرا می گریزی بیا ای گنه کار آلوده نفس از درياي رحمت چرا مي گريزي