دشمن ترین فرد نسبت به تو نفس اماره درون توست

نسخه درمان بیماری گناه از کلام امیر المومنین (ع)‌
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸
 

به نقل از وبلاگ طب گیاهی - سنتی ایران حکیم عباس :

 

فردی به آقا امیر المومنین علی ( ع ) گفت خدایت رحمت کند آیا برای درد گناه داروئی آورده ای ؟ طبیبی گفت مگر، گناه درد یا بیماری است.

آقا امیر المومنین علی (ع) فرمود آری گناه بیماری است و مردم را به زحمت انداخته است. بلی از اینجا برخیز و به بوستان ایمان برو چون وارد شدی مقداری از ریشه درخت نیت و دانه های پشیمانی و قدری از درخت توبه و تخم ورع و میوه فهم و اندوه از شاحه های یقین و مغز اخلاص و پوست اجتهاد و مقداری هم از ساقه های انابه و زهر برگردان تواضع گرفته همه را به حواس جمع و با دلی متوجه و فهمی سرشار، با انگشتان تصدیق و کف توفیق میان طشت تحقیق می ریزی و با آب چشمانت شستشو می دهی و آنگاه تمام را در دیگ امید ریخته و با آتش اشتیاق می جوشانی، آنقدر تا مواد زائد در جوش جدا شده و عصاره و خامه حکمت بدست آید، سپس آن را گرفته در بشقاب رضا و تسلیم ریخته و باد نفخ و نسیم استغفار بر آن میدمی تا بیشتر از آنکه فاسد شده، خنک شود و این برایت گوارا می شود آنگاه در جائی که آدمی نباشد و جز خدا کسی ترا نبیند می نوشی این است داروئی که درد گناه را ساکت و جراحات معصیت را التیام می بخشد چنانچه اثری از آن باقی نمی ماند

به نقل از یافعی در  کتاب روض الریاض.

البته یادم هست در کتابی فکر می کنم به نام طب الرضا ع بود سال 1373-1374 توی کتابخانه دبیرستان امام صادق ع قم این مطلب رو بصورت خیلی ادبی زیبا ترجمه شده بود اگه کسی پیداش کرد به من برسونه .

متن اصلیش رو پیدا کردم :‌

کان علی "علیه السلام " یمشی یوماً فی أحد أزقة مدینة البصرة، فرأى مجموعة من الناس متجمعین حول شاب حسن المظهر،
جمیل الوجه، یلبس ثیاباً نظیفة ومرتبة، وله وقار وهیبة بادیة على محیاه، وهو جالس على کرسی، والناس متجمهرون حوله،
وکان بینهم من یحمل قنانی حاویة على دم أو بول، والشاب ینظر إلیها وکأنه طبیب ومن ثم یشخص لهم دواء معیناً ویعطیه
لصاحبه على حسب علمه.
تقدم منه الإمام علی "علیه السلام" وسلم علیه وقال له:
ربک یرحم، هل عندک دواء للذنوب؟
قال الشاب الطبیب:
وهل الذنب ألم أم مرض؟
فقال "علیه السلام":
نعم، الذنب مرض، ویصیب الناس أثناء الازدحام.
أطرق الطبیب رأسه إلى الأرض وأخذ یفکر ملیا.
کرر الإمام "علیه السلام" السؤال، وبقى الشاب ساکتا لا یعرف بماذا یجیب.
بعد لحظات رفع الشاب رأسه وقال: جعلت فداک، أنا لا أعرف ماذا أقول لک، فهل تعرف أنت دواء الذنب؟
قال علی "علیه السلام":
نعم، أنا أعرف دواء الذنوب وأعالجه کذلک.
قال الشاب الطبیب:
قل لی ما هو؟
قال الإمام علی"علیه السلام":
نعم، قم من هنا واذهب إلى ذلک البستان، وعند تدخل إلیه خذ جذر شجرة النیّة، وبذور الندم، وقلیل من ورق التدبیر، وبعض
من بذور التقوى، وفاکهة العلم، وخذ کذلک قسماً من أغصان الیقین، ونواة الإخلاص، وقشر الاجتهاد، وقلیلاً من ساق الإنابة،
والقلیل من سمّ التواضع.
ثم اخلط هذه کلها وصبّها فی طست الاختبار، وأضف إلیها قلیلاً من الوعی، وقلب یقظ، وفهم مملوء بأصابع التصدیق، وید
مملوءة بالتوفیق، واغسل عیناک بالماء، وضع هذه کلها فی إناء الأمل، ثم اغلیه بنار الاشتیاق، لکی تترسب مواده الزائدة، و
وتعطی عصارة وزبدة الحکمة.
عند ذلک صبّه فی ماعون الرضا والتسلیم، وانفخ علیه من ریح الإحسان ونسیم الاستغفار، قبل أن یفسد، وعندما یبرد یصبح
عصیراً لذیذ، فعند ذلک اشربه فی مکانٍ خالً من أی إنسان، ولا یراک فیه إلا الله.
هذا هو الدواء الذی یسکن الذنوب، وتلتئم بع جراحات المعصیة، ولا یبقی أثراً لها.
لما سمع الطبیب هذا النداء تقدم من أمیر المؤمنین بکل أدب وإخلاص، وأعلن عن عجزه وصغره أمامه، وأعلن عن طاعته
المطلقة له.


وصلى اللهم على محمد وآل محمد

بر اساس تالار گفتمان عربی زبان برق

و نسخه ای دیگر از متن اصلی :

حین مر أمیر المؤمنین علیه السلام بزقاق من ازقة البصرة اجتمع عدد من الناس ینظرون إلیه فاتجه نحوهم لیراهم وقد اصطفوا

حول شاب وقور جالس على اریکة لیستفیدوا منه فکان من بینهم اشخاص امسکوا بزجاجة ویسألونه أفی الزجاجة دم أم سائل آخر

فکان ینظر الزجاجة ویخبر کل واحد منهم .. تقدم أمیر المؤمنین علیه السلام فسلم وقال رحمک الله هل لدیک علاج لمرض الذنب ؟؟

فقال الطبیب : وهل الذنب مرض ؟؟ قال علیه السلام : الذنب مرض .. فأطرق الطبیب صامتا .. فأعاد علیه السلام السؤال .. فسکت

الشاب ثم رفع رأسه وقال : جعلت فداک هل تعرف علاج الذنب ؟؟؟ قال علیه السلام : بلى أنا اعالج هذا المرض .

علاج أمیر المؤمنین علیه أفضل الصلوات والسلام :::

قال علیه السلام : انهض من هنا واتجه صوب حدیقة الإیمان وتأمل شجرتها من حبات الندم وأوراق التدبر وبذر الورع وثمرة الفهم

وغصون الیقین وفاکهة الإخلاص وقشر الاجتهاد وساق الإنابة والتواضع والتفت بقلبک واخرج یدک بصدق واخلاص وسط طست

التحقیق واغسل به عیونک وضع الجمیع فی قدر الأمل وأوقده بنار الشوق حتى تطرح الزوائد فتحصل على الحکمة ثم اطرحه فی طبق

الرضا والتسلیم ونسیم الاستغفار لیبرد قبل ان یفسد ثم تشربه بمکان لا یراک فیه سوى الله هذا هو دواء الذنب الذی یطیب المعصیة

فبهت الطبیب وصمت فکلمه الإمام لیعرب الرجل له عن عجزه وأدبه وإخلاصه .
المصدر : روض الریاحین

بر اساس تالار گفتمان عربی زبان السادات

 

یه متن دیگه هم پیدا کردم البته اونی که می خواستم نیست اما به اون نزدیکه :‌

روزی شبلی اندر بیمارستانی شد. طبیبی دیوانه ای را علّت ظاهر علاج همی فرمود. شبلی به نزد او شد، گفت: ای خواجه! گناه را چه علاج داری؟ آن طبیب فرو ماند، ندانست که چه جواب دهد. دیوانه آواز داد که: یا شبلی! بیا اگر داروی گناه همی جویی، تا دارو آموزم، گفت: برو، بیخ نیازمندی بیار و برگ پشیمانی و تخم شکیبایی بیار، در هاون توبه کن، به آب چشم و به دعا مرهم کن و اندر پاتیلهی پرهیزکاری کن و آتش محبّت زیر او کن تا به جوش آید. برگیر و به باد ندامت سرد کن و اندر قدح امید کن، به وقت سحر برخیز، گو: «یا ربّ! بد کردم.» اندر وقت گناه از تو فرو ریزد و پاک گردی از علّت گناه. شبلی گفت: متحیّر شدم، گفتم: چنین این نه سخن دیوانگان است. گفت: من دیوانه در دوستی خلقم، در دوستی خداوند دیوانه نیم»
(منتخب رونق المجالس و بستان العارفین و تحفه الم‍ؤیدین)

به نقل وبلاگ صبح


 
comment يادداشت هاي شما ()