دشمن ترین فرد نسبت به تو نفس اماره درون توست

ترس از خدا - إتقواالله
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱
 

منبع

عنوان  :  ترس از خدا fear of God
نویسنده :  اصغر صفرزاده
کلمات کلیدی  :  ترس، خوف، عدل، جبن، فزع

ترس از خدا یکى از مراتب سلوکی است که کمتر مرتبه‌ای را می‌توان براى عموم مردم به پایۀ شرافت آن دانست و این خوف علاوه بر آنکه خود یکى از کمالات معنویه است منشأ بسیارى از فضایل نفسانیّه و یکى از عوامل اصلاح کنندۀ مهم نفس است بلکه می‌توان آن را سرچشمه تمام اصلاحات و مبدأ علاج جمیع امراض روحانى شمرد. انسان مؤمن و سالک إلى اللّه باید به ‌این منزل خیلى اهمیت دهد و به چیزى که آن را در دل زیاد کند و ریشه آن را در قلب محکم کند خیلى توجه نماید
  ترس یا همان خوف در لغت عبارت است از رنج و تألّم و ناراحتى به سبب انتظار ناملایمتى که در آینده، وقوع آن احتمال دارد و یا بخاطر از دست دادن چیز دوست داشتنی است.[1]
 
 ترس از خدا در اصطلاح اندیشمندان اسلامی
در نزد اندیشمندان اسلامی‌حقیقت ترس از خدا، همانا ترس آدمى ازعدل الهی و اعمال زشت خویش است که باعث مى‏شود خداوند از نازل کردن رحمت و خیر خود خوددارى کند.[2] امیرالمؤمنین ضمن دعایی در پیشگاه الهی عرضه می‌دارد:
اى کسى که امید به او در واقع امید به فضل و احسان اوست و بیمناکی از او در حقیقت ترس از عدالت اوست...[3]
عدالت هم به نوبۀ خود یک واقعیت ترسناکی نیست. انسان که از عدالت مى‏ترسد در حقیقت از خودش مى‏ترسد که در گذشته خطایی انجام داده است و یا مى‏ترسد که در آینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز کند و در نتیجه دچار قهر و عذاب الهی شود.[4]
معنى دیگری هم که برای ترس ازپروردگار بیان کرده اند همان درک عظمت پروردگار است.[5]
 
انواع خوف
  خوف دو نوع است:
(اوّل) ترسی که نه از خدا و صفات مقتضى عظمت او ناشى شده و نه از گناهان و جنایات خود بنده، بلکه ناشى از امورى غیر این‏ها باشد ـ مانند ترس از اموری که حتماً واقع خواهد شد و دفع آن از عهدۀ بشر خارج است و یا ترس از اموری که نفس بی جهت از آنها می‌ترسد مثل جنّ و مرده و... ـ که تفصیل آن در کتب اخلاقی بیان شده است[6] و این مختصر گنجایش پرداختن به مباحث آن را ندارد.
(دوم) خوفی که ستوده ونیکو می‌باشد و آن ترسى است که از خدا و عظمت او و از خطا و گناه بنده برخاسته است و از فضائل قوه غضبیّه به شمار می‌آید. زیرا قوه عاقله به آن فرمان مى‏دهد و آن را نیکو مى‏شمرد. بنابراین این گونه ترس، حاصل فرمانبرداری غضب از عقل است.[7]
 
خوف از خدا و انواع آن‏
 ترس از خدا بر سه نوع است:
اول: خوف بنده از عظمت خداوند متعال. بزرگان معرفت، این نوع را خشیت یا رهبت نامند.
دوم: ترس از گناهانى که مرتکب شده و تقصیراتى که از او صادر گشته است.
سوم: خوف از هر دو باهم.[8]
 


ترس از خدا در قرآن و سنت
  خوف از خدا به معناى ترس از دورى و حجاب و امید به قرب و وصال، نشانه خوف صاحبدلان است که صفات الهى را که مقتضاى خوف است مى‏شناسند و بر راز این گفتار خداى متعال آگاهند که:
«اى کسانى که‌ایمان آورده‏اید آنگونه که حق تقوا و پرهیزکارى است از خدا بپرهیزید».[9]
 
در اصول کافى از امام صادق(ع) روایت شده که در تفسیر آیه «و لمن خاف مقام ربه جنتان»[10]فرموده است: کسى که بداند که خدا او را مى‏بیند و آنچه مى‏گوید مى‏شنود و آنچه از اعمال خوب و بد انجام می‌دهد خبر دارد چنین علمى او را از اعمال زشت باز مى‏دارد. این همان کسى است که از مقام پروردگارش مى‏ترسد و نفس خود را از پیروى هوا نهى مى‏کند.[11]
أخبارى که در برترى و ستایش علم و تقوى و ورع و گریه و رجاء وارد شده دلالت بر فضیلت خوف دارد، زیرا همه‌این‏ها یا سبب خوفند یا مسبّب و اثر آنند، تقوى و ورع حاصل و نتیجۀ خوف هستند و گریه ثمره و لازمۀ آن است و رجاء ملازم و همراه آن، زیرا تا کسى امید به محبوبى نداشته باشد از فقدان و گذشتن آن ترسى ندارد و اگر از فوت و فقدان آن نمى‏ترسید آن را دوست نمى‏داشت. [12]
 
آثار و فوائد ترس از خدا
  بر اساس این نوع ترس، هر وقت که دل آدمى به یاد خدا بیفتد:
اولین اثرى این است که ملتفت تقصیرها و گناهان خود گشته، آنچنان متاثر شود که عکس العملش در جوارح، لرزه اندام باشد.
دومین اثرش این است که متوجه پروردگارش مى‏شود که هدف نهائى فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سکون یافته و بیاد او دلش آرامش مى‏یابد.[13]
سومین اثر، ریزش گناهانش است.[14]
چهارمین اثرش عدم دخول در آتش سوزان جهنم است.[15]
پنجمین اثرش دل کندن از دنیا.[16]                
ششمین اثر اینکه خدای تعالی برای او راه نجات قرار می‌دهد.[17]
 
عوامل تقویت ترس از خدا
  براى تقویت خوف پسندیده راه کارهایی ارائه شده که عبارت است از:
(اوّل) اینکه در تحصیل یقین، یعنى ایمان قوى به خدا و آخرت و بهشت و دوزخ و حساب و عقاب بکوشد. بدون تردید یقین به عذابهای جهنم در قبال اعمال ناشایست و ثوابهای بهشتی در ازای طاعات و عبادات، انگیزۀ ترس از دوزخ و امید به بهشت است. یقین سبب خوف است و نخست باید علت را به دست آورد تا معلول حاصل شود.
(دوم) اینکه همواره در احوال قیامت و انواع عذابهاى آخرت بیندیشد و به مواعظ هشدار دهنده گوش فرا دهد و در حالات خائفان بنگرد و با آنان معاشرت کند و سرگذشت و داستانهاى ایشان را بشنود. این‏هاست که دل را به سوى خوف از عذاب الهى مى‏کشاند. و این خوف عامّه مردم است که به مجرّد ایمان به بهشت و دوزخ به عنوان پاداش و سزاى طاعت و معصیت حاصل مى‏شود.
خوف، ثمره معرفت به خدا و صفات جلال و جمال اوست و کسى که توانایی رسیدن به ‌این مقام ندارد لااقل شنیدن أخبار خائفان و مطالعه احوال ایشان را ترک نکند که خالى از تأثیر نیست.
(سوم) اینکه بداند که آگاهى بر کُنه صفات خدا محال است و احاطه به کنه امور نیز در قدرت بشر نیست. زیرا این مطلب به مشیّت الهى ارتباط دارد که از حدّ معقول ما خارج است.[18]
 
خوف مذموم
  آنچه در ستایش خوف گفته شد در وقتى است که از حدّ تجاوز نکند و اگر از حدّ بگذرد مذموم و ناپسند است و شکّى نیست خوفى که به یأس و ناامیدى برسد آدمى را از عمل باز مى‏دارد. زیرا نشاط خاطر را که انگیزه عمل است از میان مى‏برد و کسالت را که مانع از عمل است پدید مى‏آورد و چنین خوفى محض فساد و نقص و عین قصور و خسران است و در نظر عقل و شرع مطلقا هیچ رجحانى ندارد.
خوف پسندیده آن است که آدمى را با حفظ حیات و تندرستى و سلامت عقل به عمل رهنمون شود. و اگر از حدّ بگذرد مرضى است که باید آن را علاج کرد. یکى از مشایخ عرفا به مریدان ریاضت کش خود که روزهائى گرسنه مانده بودند گفت: «عقل خود را حفظ کنید، که خداى تعالى را ولىّ ناقص العقل نخواهد بود».[19]
 
 

[1] ـ جرجانی،سید شریف علی بن محمد؛التعریفات،المطبع المنشأه بجمالیه مصر،چاپ اول،1306ق،واژه«خوف»؛ عسکری،ابو هلال؛الفروق اللغویه،نشر مکتبه بصیرتی قم، 1410ق، واژه«خوف»ص199؛ مجتبوى‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش، ج : 2  ص :  255
[2] ـ طباطبایی؛محمد حسین،المیزان فی تفسیر القران،دارالکتب الاسلامیه،چاپ سوم،1396ق،ج11،ص391،ذیل آیه28سوره رعد
[3] ـ علامه مجلسى؛ بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 ق‏،ج91،ص107 «یا مَنْ لایُرْجى‏ الّا فَضْلُهُ وَ لا یُخافُ الّا عَدْلُهُ»
[4] ـ مطهری،مرتضی؛مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى،انتشارات صدرا، ج‏23، ص: 691
[5] ـ مطهری،مرتضی؛مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى،انتشارات صدرا، ج‏27، ص: 517
[6] ـ نراقى‏، ملا احمد؛معراج السعادة، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم‏‏،1377 ش،ص170
[7] ـ مجتبوى‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج : 2  ص :255و256
[8] ـ نراقى‏، ملا احمد؛معراج السعادة، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم‏‏،1377 ش ،ص181
[9] ـ «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» آل عمران، 102
[10] ـ الرحمن :46
[11] ـ کلینی،یعقوب؛اصول کافی،تحقیق علی اکبر غفاری،نشر دارالکتب الإسلامیة،چاپ ششم،1375ش،ج2،ص70،ح10
[12] ـ مجتبوى‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج: 2  ص :  278
[13] ـ طباطبایی؛محمد حسین،المیزان فی تفسیر القران،دارالکتب الاسلامیه،چاپ سوم،1396ق،ج11،ص391،ذیل آیه28سوره رعد
[14] ـ مجتبوى‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج : 2  ص :  276«چون دل مؤمن از ترس خدا بلرزد خطاهاى او مانند برگ درخت فرو ریزد.
[15] ـ همان، «کسى که از خوف خدا بگرید داخل جهنّم نمى‏شود مگر اینکه شیر دوشیده به پستان باز گردد».
[16] ـ امام صادق(ع):«هر که خدا را شناسد از او بترسد، و هر که از خدا بترسد دل از دنیا بر کند». کلینی،یعقوب؛اصول کافی،تحقیق علی اکبر غفاری،نشر دارالکتب الإسلامیة،چاپ ششم،1375ش،ج2ص68ح4              [17] ـ «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا» سوره طلاق: 2
[18] ـ مجتبوى‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، ش،ج2،صص:285ـ83؛1377 نراقى‏، ملا احمد؛معراج السعادة، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم‏‏،1377 ش ،صص:193ـ191
[19] ـ مجتبوى‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حکمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج2،صص280ـ281

 ------------------

 

3 کلید طلایی تقویت ترس از خدا

چرا باید از خدا ترسید؟ مگر خدا موجود ترسناکی است؟ ترس از خدا به چه معنا است و چگونه حاصل می‌شود؟
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

ابتدا باید توجه کنیم که معنای ترس از خدا چیست؟ ترس از خدا به معنای ترس از مسؤولیت هایی است که انسان در برابر او دارد . ترس از این که در ادای رسالت و وظیفه خویش کوتاهی کند و به خوبی وظیفه اش را انجام ندهد و به عبارتی، ترس از گناهان خود است. حضرت علی(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: «و لا یخافن الا ذنبه؛ هیچ یک از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خویش.»(نهج البلاغه، کلمه قصار 82)

در کتاب های اخلاقی علمای ما بسیار آمده است که باید از خدا ترسید و این خوف از خدا یعنی شناختن او و درک عظمتش و از طرف دیگر هم شاهدیم که همین نترسیدن مردم از خداوند متعال باعث گستاخی انسان ها شده و سر به طغیان برداشته اند .

مشکل اینجاست که خیلی از مردم رحمت خداوند را به خوبی لمس کرده اند و به همین خاطر در کرم و بخشش او طمع می کنند این طمع در رحمت خدا از مکرهای شیطان است مسأله امید همراه با شناخت و عمل بسیار متفاوت از طمع بدون عمل است اینها دو مقوله جدایند یکی از فضایل و نیکی هاست و دیگری از رذایل است .

اکنون باید دید چگونه ما انسان های طمع کار می توانیم ترس از خدواند متعال را در وجود خود بارور کنیم چگونه می توانیم پیش از آنکه آن روی سکه به ما نشان داده شود خود با در دل داشتن ترس از خدا بیمه کنیم؟

خوف از خدا ممکن است منشأ فراوانى داشته باشد، ولى سرچشمه هاى عمده آن سه چیز است:

1ـ معرفت اللّه، انسان وقتى کنار کوه بلندى و یا دریاى وسیع و خروشانى قرار مى گیرد، خوفى در دل او ایجاد مى شود وحشتى به او دست مى دهد، نه به خاطر اینکه ضررى متوجه او مى شود، بلکه این درک عظمت است، موجود کوچک وقتى عظمت موجود بزرگى را درک کند خائف مى شود، مثلا وقتى ساختمان عظیمى را مى بینیم و آسمانخراشى را ملاحظه مى کنیم، خائف مى شویم. این براى چیست؟ چرا وقتى در برابر بزرگى قرار مى گیریم با اینکه فرد خوبى است ولى خود را باخته و خوفى در خود احساس مى کنیم، چرا ابهّت او ما را مى گیرد؟ این چیزى به جز درک عظمت نیست.

حال اگر انسان درک بلنداى عظمت الهى و دریاى خروشان ازلى و ابدى سرمدى او را کرد، و در علم و قدرت و شوکت و جلالت و عزت او غرق شد، چیزى جز او نمى بیند، و در نتیجه خائف مى شود، چنان مى شود که وقتى نام خدا مى شنود و یا ذکرى از او مى شود قلبش به هراس مى افتد (إِذَا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ): (1) اینان مؤمنان راستین و حقیقى در لسان قرآنند.(أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً)

ذکر و یاد خدا، تداعى معانى بسیار براى او مى کند و خود را در پیشگاه با عظمت او ضعیف و ذلیل مى بیند و چه سرمایه اى براى ضعیف، جز ترس مى توان یافت!

2ـ ترس از دادگاه خدا، و به عبارت دقیق تر، ترس از پرونده اعمال خود و به بیانى ظریف تر، ترس از عاقبت خود، نمى داند چکاره است و به کجا مى رود!

عارف و پرهیزگار حقیقى، از عبادت خود هم ترسناک است، زیرا انتظارى که از عالم است از جاهل نیست، انتظارى که از پیر هست از جوان نیست، عبادت مراتب دارد، مسلم است که «ممکن» حق واجب و خالق را نمى تواند اداء کند، زیرا پیامبرش هم اقرار مى کرد که: «ما عَبَدْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ، ما عَبَدناکَ حَقَّ عِبادَتِک» چون او هم ممکن است و مخلوق، ولى توقعّى که از او هست، از ما نیست، ولى پیامبر(صلى الله علیه وآله) هم خائف بود که شاید نتوانسته آن طور که باید اداء وظیفه کند؛ افراد بزرگ هم خوفشان این چنین خوفى است.

3ـ ترس از معاصى و صحیح تر ترس از عدالت خداوندى، خدا مى تواند براى یک معصیت عذاب کند، و این خلاف عدل نیست، ولو تمام عمر را شخص عبادت کرده باشد. در روایات داریم که در قیامت سه دیوان باز مى کنند: دیوان نعم، و دیوان عبادت و دیوان معاصى، دیوان عبادت مقابله و برابرى با دیوان نعم نمى کنند؛ علاوه بر این که دیوان معاصى بلاعوض باقى مى ماند.

این سه سرچشمه خوف، و به عبارت دیگر سه نوع خوف از بالا به پائین که مى آئیم درجه شخص مى شود یعنى پرهیزگاران و خائفین سطح بالا خوف نوع اول را دارند؛ گرچه جمع این خوفها منافاتى با هم ندارد.

آن کس که از خدا ترسید، بهشت جایگاه او است (وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنْ الْهَوَى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوَى): (2) و اما کسى که از مقام(3) پروردگارش ترسید و نفس را از اتّباع و پیروى هوى بازداشت، همانا بهشت جایگاه او است.

برادرم اشک خون بریز که هر قطره آن درّى درخشان است، در روایت بسیار جالبى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)  چنین رسیده است: «ما مِنْ قَطرة اَحَبّ الى اللّه تعالى مِنْ قطرةِ دمع من خَشْیَةِ اللّه او قطرة دم اُریقَتْ فى سبیل اللّه» «هیچ قطره اى محبوب تر در نزد خدا از قطره اشک از خوف خدا یا قطره خون ریخته شده در راه خدا نیست».(4)

چه زیبا و چه بلند است کلام آن زیباى بلندمرتبه که دو گوهر گرانبها را مثل آورده که یکى مثل دُرّ سفید و دیگرى چون یاقوت است.

پی نوشت ها :

1 . در دو جاى قرآن این تعبیر آمده است یکى در سوره انفال آیه 2 (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ .... أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً)و یکى در سوره حج، آیه 35.

2 . سوره نازعات، آیه 40 و 41.

3 . «مقام ربّ» را تفسیرهاى متعددى کرده اند که به تعدادى از آنها اشاره مى کنم: 1ـ مراد مواقف قیامت است که انسان براى حساب نزد خداوند مى ایستد پس مقام ربّه یعنى مقامه عند ربّه (ایستادن در پیشگاه خدا). 2ـ مقام علم و مراقبت خدا.

 3ـ عدالت خداوند (تفسیر نمونه، جلد 26، ذیل همین آیه، صفحه 108). تفسیر چهارمى هم شده که مقام جلالت پروردگار باشد (تفسیر نمونه، جلد 27، صفحه 161) طبق نظر بعضى ممکن است همه اینها مراد آیه باشد.

4 . شرح ابى الحدید، جلد 10، صفحه 147.

منبع : سایت رسمی آیت الله مکارم شیرازی

 
comment يادداشت هاي شما ()