دشمن ترین فرد نسبت به تو نفس اماره درون توست

شهادت مزد جهاد فی سبیل الله است
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۳
 

خیلی از بچه حزب الهی ها ، روحیه شهادت طلبی را با نا امیدی از خودشان و زنده ماندن در این دنیا قاطی می کنند.

فکر می کنند باید بروند بجنگندن یا اینکه نه ، به مناطق پر خطر بروند مثلا زیارت کربلا  و سریع به مقام والای شهادت نائل شوند و به بهشت برین برسند، غافل از اینکه شاید آیات زیر را نخوانده باشند:

"ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یأتکم مثل الذین خلوا من قبلکم ، مستهم البأساء و الضراء و  زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصر الله ، الا إنّ نصر الله قریب"

آیا فکر می کنید که به بهشت می روید و حوادثی که بر پیشنیان تان گذشت بر شما نگذرد ، سختی ها و گرفتاریهای و مصیبت های زیادی بر آنها گذشت و متزلزل شدند تا اینکه پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند گفتند ، نصرت و یاری خدا کی خواهد رسید؟!!! ، البته یاری خدا نزدیک است .

 

قرار نیست فقط برویم و سر ما را ببرند یا در انفجار کشته شویم و به خیال خودمان شهید بشویم ، شهادت از نظر بنده مزد جهاد فی سبیل الله است ، برای کسانی که در جهاد اکبر ، که جهاد با نفس است به جایی رسیده اند می باشد . هرچند که کشته شدن یا مردن در راه حب اهل بیت علیهم السلام شهادت است و منکر شهادت زوار اهل بیت علیهم السلام نیستم و باز همین موضوع نشان دهند جهاد قبلی و نائل شدن آنها به توفیق الهی که وعده اوست رسیده اند.

مگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما می خواهد فقط کشته شویم ، یعنی ما فقط عرضه کشته شدند داریم و از ما کاری برنمی آید که بر علیه دشمنان اسلام مبارزه کنیم ، صبر کنیم ، مقاومت کنیم و  به دشمن ضربه بزنیم و در نهایت به شهادت برسیم ؟!!!!.

آیا به فکر این افتاده ایم که خودمان و 10 نفر دیگر را یار بدرد بخور برای امام زمان تربیت کنیم ؟!  از نظر علم ، قرآن، فقه ، تربیت بدنی ، تربیت نظامی ، اخلاق، ....

اگر آقا از تو بخواهد 1000 سال زنده بمانی و هر روز یک نفر را به اسلام دعوت بکنی ، و به تو بگوید تنها ماموریت تو در این دنیا این است و پس از آن در بهشت همسایه من هستی ، مردش هستی قبول کنی ؟!!!!

 صبر سخت تر از شهادت است !

خدا همه ما را عاقبت بخیر گرداند و بصیرت وظیفه شناسی را به ما بدهد

ان شاء الله


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
انگیزه های حفظ قرآن
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩۳
 

برای حفظ کردن قرآن انگیزه می خواهی ؟!

نزدیک شدن ظهور آقا امام زمان.

حسرت خوردن در بهشت در صورت فراموشی حفظیات وقتی که فرشته های سوره های مختلف در بهشت می آیند و خودشان را معرفی می کنند و می گویند اگر مرا فراموشی نمی کردی تو را به آن درجه والا می بردم و با انگشت خود آنجا را نشان می دهند.

دستور حضرت آقا

استفاده موثر و قوی گروههای ضد اسلام و تشیع مثل داعش  و  و هابیت و سلفی ها از قرآن کریم در تبلیغ خودشان و حافظ کل بودن ایشان.

نیاز تسلط بر متن قرآن برای تفقه و تدبر و عمل به آن.

امیر المومنین در تربیت فرزندان ، اولین مسئله را آموزش قرآن ذکر می کند.


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
لیله الرغائب
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

خدایا : 

یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه من کل شر.

اول می خوام آقای ما رو برسونی

و عالم رو از این همه ظلم و جنایت نجات بدی.خصوصا مسلمونها و علی الخصوص شیعیان مرتضی علی علیه آلاف التحیه و الثناء رو.

 

دوم امنیت و سلامتی و عاقبت به خیری برای

تمامی شیعیان پدر و مادر  و عزیزان و نزدیکان و خویشاوندان ودوستان و همسایگان و استادان و صاحبان حق بر گردن من و... .

 

سوم می خوام بنده خوبی برات باشم

و عطا فرمایی : ایمانی که با یقین باشه ،عشق و محبت واقعی به اهل بیت ، بیداری و حضور قلب واقعی در تمام لحظات ،  حس نفرت از نفس اماره و شیطان ، حس و اراده جهاد با نفس ، لذت عبادت و گفتگو با تو ، توفیقات روز افزون از طرف خودت ، تلاوت قرآن با فهم و ایمان ، حافظه قوی و هوشی که من رو هر روز به تو نزدیکتر کنه ، بصیرت نافذ که باعث حفظ دینم و دفاع از اسلام بشه ، نمازی که تنها عن الفحشا و المنکر باشه ، یاد تو در تمام لحظات زندگی و یاد مرگی که باعث بیداری دلم باشه. و اینکه تو و صاحبم از من راضی بشید و در نهایت شهادت در راه تو ای عزیزترین و ای محبوبترین .


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
ترس از خدا - إتقواالله
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱
 

منبع

عنوان  :  ترس از خدا fear of God
نویسنده :  اصغر صفرزاده
کلمات کلیدی  :  ترس، خوف، عدل، جبن، فزع

ترس از خدا یکى از مراتب سلوکی است که کمتر مرتبه‌ای را می‌توان براى عموم مردم به پایۀ شرافت آن دانست و این خوف علاوه بر آنکه خود یکى از کمالات معنویه است منشأ بسیارى از فضایل نفسانیّه و یکى از عوامل اصلاح کنندۀ مهم نفس است بلکه می‌توان آن را سرچشمه تمام اصلاحات و مبدأ علاج جمیع امراض روحانى شمرد. انسان مؤمن و سالک إلى اللّه باید به ‌این منزل خیلى اهمیت دهد و به چیزى که آن را در دل زیاد کند و ریشه آن را در قلب محکم کند خیلى توجه نماید
  ترس یا همان خوف در لغت عبارت است از رنج و تألّم و ناراحتى به سبب انتظار ناملایمتى که در آینده، وقوع آن احتمال دارد و یا بخاطر از دست دادن چیز دوست داشتنی است.[1]
 
 ترس از خدا در اصطلاح اندیشمندان اسلامی
در نزد اندیشمندان اسلامی‌حقیقت ترس از خدا، همانا ترس آدمى ازعدل الهی و اعمال زشت خویش است که باعث مى‏شود خداوند از نازل کردن رحمت و خیر خود خوددارى کند.[2] امیرالمؤمنین ضمن دعایی در پیشگاه الهی عرضه می‌دارد:
اى کسى که امید به او در واقع امید به فضل و احسان اوست و بیمناکی از او در حقیقت ترس از عدالت اوست...[3]
عدالت هم به نوبۀ خود یک واقعیت ترسناکی نیست. انسان که از عدالت مى‏ترسد در حقیقت از خودش مى‏ترسد که در گذشته خطایی انجام داده است و یا مى‏ترسد که در آینده از حدود خود به حقوق دیگران تجاوز کند و در نتیجه دچار قهر و عذاب الهی شود.[4]
معنى دیگری هم که برای ترس ازپروردگار بیان کرده اند همان درک عظمت پروردگار است.[5]
 
انواع خوف
  خوف دو نوع است:
(اوّل) ترسی که نه از خدا و صفات مقتضى عظمت او ناشى شده و نه از گناهان و جنایات خود بنده، بلکه ناشى از امورى غیر این‏ها باشد ـ مانند ترس از اموری که حتماً واقع خواهد شد و دفع آن از عهدۀ بشر خارج است و یا ترس از اموری که نفس بی جهت از آنها می‌ترسد مثل جنّ و مرده و... ـ که تفصیل آن در کتب اخلاقی بیان شده است[6] و این مختصر گنجایش پرداختن به مباحث آن را ندارد.
(دوم) خوفی که ستوده ونیکو می‌باشد و آن ترسى است که از خدا و عظمت او و از خطا و گناه بنده برخاسته است و از فضائل قوه غضبیّه به شمار می‌آید. زیرا قوه عاقله به آن فرمان مى‏دهد و آن را نیکو مى‏شمرد. بنابراین این گونه ترس، حاصل فرمانبرداری غضب از عقل است.[7]
 
خوف از خدا و انواع آن‏
 ترس از خدا بر سه نوع است:
اول: خوف بنده از عظمت خداوند متعال. بزرگان معرفت، این نوع را خشیت یا رهبت نامند.
دوم: ترس از گناهانى که مرتکب شده و تقصیراتى که از او صادر گشته است.
سوم: خوف از هر دو باهم.[8]
 


 
ادامه مطلب...
comment يادداشت هاي شما ()
 
دست نوشته های شب ولادت امیر المومنین علیه السلام - شب اول اعتکاف
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱
 

دست نوشته های شب اول اعتکاف 1391/03/15 بامداد دوشنبه - خیابان سعدی - مسجد حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف

الهی آمدم و تو را شکر می گویم که مرا با تمام آلودگی هایم دعوتم کردی ، راهم دادی تا به منزل تو بیایم .

کمکم کن تا با نفس خود تسویه حساب کنم ، از او حساب بکشم ، توبه کنم ، بانفسم بجنگم.

کمکم کن از این فرصتی که در اختیارم گذاشتی استفاده کنم .

اجازه بده قرآنت را با فهم جدید بخوانم ، اجازه مناجات بده ، معرفته های جدید به این قلب آلوده عنایت کن.

کمکم کن حساب چندین و چند ساله ام را در این سه روز بکشم و صاف کنم .

کمکم کن خودم را پیدا کنم.

کمکم کن تا معرفت خوف و رجا پیدا کنم ،معرفت و ترس از جهنم و شوق به بهشت عنایت کن.

کمکم کن کمتر حرف بزنم و بیشتر ساکت باشم و بیشتر گریه کنم ،

خدایا اشکی که مرا به تو نزدیکتر می کند عنایت فرما و نمازی که تنهی عن الفحشاء و المکر است عنایت فرما  و تلاوت قرآنی که ایمانم را می افزاید!

خدایا نکند از خانه تو خارج شوم و اخلاقم بهتر نشود ، و نکند طوری باشد که وقتی از این خانم پایم را بیرون می گذارم شیطان به ریشم بخندد و بگوید خر رفت و خر هم برگشت .

خدایا توفیق عبادت با اخلاص و انابه و دعا برای نزدیکان و دوستان و آشنایان و ذوالحقوق عنایت فرما.

الهی کمکم کن این سه روزه آبرویی کسب کنم تا آقا و اربابم منو بخره.

خدایا بسه هرچی دور خودم گشتم ، دستمو بگیر ، این رجب با رجب های دیگه فرق کنه ، شعبانم فرق کنه ، ماه رمضون امسال فرق کنه ، شب قدر امسال وصل شب وصلم باشه.خدایا سوز و گداز و اشتیاق بده.

خدایا کاری ن خواستم پام رو از خونت بذارم بیرون حداقل یک حجاب ظلمانی روکنار گذاشته باشم ، نه اینکه حجابهایی رو بر قلبم اضافه کرده باشم یا اینکه در توهم و عجب و خوش بینی گیر کرده باشم .

خدایا حال خالصانه بده ، نه حالی که به خاطر جو  و جمع و دیگران و ناخواتسه و ندانسته ریا گونه باشه .

خدایا کمکم کن تو بازی نیفتم به حرف ، بچه ، و... مشغول شم .

کمک کن به چیزهایی مشغول بشم که بدردم بخوره .

خدایا به زمانم برکت بده تا از وقتم به نحو احسن استفاده کنم.


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
احساس خطر کن! که قیامت نزدیک است!!!
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱
 

وقتی مبتلی به گناهان گبیره هستی و دلهره ای برای نزول عذاب نداری ! و بی خیالی !!!

وقتی نماز صحبت قضا می شود و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده !

وقتی دروغ و غیبت می کنی و احساس گناه و پیشمانی نداری !

وقتی چشم چرانی می کنی و توجیه می کنی !

 

بدان اگر گناه می کنی و مشکلی برایت پیش نمی آید، دمت را روی کولت انداخته اند و گفته اند برو دنبال زندگیت ! تو رو به خودت وا نهاده ایم !!!!.

اگر در زندگیت برای امام زمان عج دلتنگیت هفته ای یکبار هم نیست بدان که به دامان امام زمانت چنگ نزده ای و در حال فرو رفتن در منجلاب دنیا و نفس هستی !!! در حال هلاکت هستی .

اگر یاد مرگ در زندگیت بصورت روزانه نیست ، بدان که قلبت مرده !

.... و احساس خطر کن ! که قیامت نزدیک است !!!.


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
قربة الی الله
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱
 

قربة الی الله یعنی هر کاری را برای بیداری و هوشیاری بیشتر و حس حضور و لمس و دیدار بیشتر خدا انجام دادن.

یعنی احاسا نزدیکی بیشتر

یعنی حس گفتگوی مداوم و صمیمانه با خدا

یعنی روز به روز با خدا عشق بازی بیشتر ، روز به روز صمیمی تر ، روز به روز بنده تر ، روز به روز عاشق تر .

یعنی کاری که می کنی ، باید حس خدا بینی را در تو بیشتر کند نه آنکه تو را از او دورتر کند. بنابراین نمازی که یاد خدا در آن صفر است خودش حجاب است و قرآنی که با آن غیر خدا مطلوب است ، حجاب است و نه فقط قرب نمی آورد بلکه بعد و دوری از خدا به همراه دارد .


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
ای نفس مستی نکن.... شاید امروز روز آخرت باشه!!
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱
 

دست نوشته های 1/4/1391

هر وقت نفس خواست به خاطر موفقیت ها ، نعمت ها و راحتی های که خداوند برایت فراهم کرده سرمستی کند ، بهش بگو بدبخت شاید امروز روز آخرت باشه !

هر وقت ، وقت ، اضافه آوردی ، قیامت و روز حسرت را به یاد بیار که دوست داشتی وقت داشتی و آمرزش می طلبیدی ، عمل خیر انجام می دادی ، نماز می خواندی ، دست بیچاره ای را می گرفتی ، جهاد فی سبیل الله می کردی ، علم می آموختی .

اناسن مومن وقت زیاد نمی آورد ، اگر وقت اضافه آوردی ، معلوم می شود نفس اماره بر تو غلبه کرده و در غفلت به سر می بری ! اوضاع وخیم خودت را فراموش کرده ای ، معلوم می شود محاسبه نفس نداری یا اگر داری ، محاسباتت غلط است ، یا تو خالی است ، یا در دام عجب و خود پسندی افتاده ای و دچار توهم شده ای .

تو به عنوان انسان روی زمین خیلی ماموریت های عقب مانده داری ، خیلی مسئولیت ها داری که شانه از آنها خالی کرده ای و آنها را فراموش نموده ای .

"من اصبح و لم یهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم " را فراموش کرده ای .

واقعا هیچ کس نیست که به کمک تو احتیاج نداشته باشد ؟!!!

در تمام عالم وجود، یا حتی با اندازه دعایی که می توانی بر زبانت جاری کنی ، آیا نمی توانی کاری انجام بدهی  و بیکار نباشی ؟!!!

 


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
درخت گناه و استغفار
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩۱
 

دوستان راجع به درخت گناه و رابطه با استغفار نظر بدهند.

برای دیدن کامل عکس آن را روی سیستم ذخیره کنید یا نمایش عکس (view image)را انتخاب کنید

 

 


 
comment يادداشت هاي شما ()
 
مبارزه با نفس اماره - شماره 3
نویسنده : سید قاسم لاجوردی - ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠
 

منبع :‌ نور آسمان

مبارزه با نفس اماره در احادیث

در اسلام برترین جهاد، جهاد با نفس است، که در حدیث معروف پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم جهاد اکبر خوانده شده یعنى برتر از جهاد با دشمن که جهاد اصغر نام دارد، اصولا تا جهاد اکبر به معنى واقعى در انسان پیاده نشود در جهاد با دشمن پیروز نخواهد شد. در قرآن کریم صحنه هاى مختلفى از حضور پیامبران و اولیاء الهی در میدان جهاد اکبر ترسیم شده است، که سرگذشت یوسف و داستان عشق آتشین همسر عزیز مصر یکى از مهمترین آنها است. خداوند می فرماید: «قد أفلح من زکاها* وقد خاب من دساها» (شمس/ 9و10)؛ که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده؛ و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است!

جهاد با نفس یا جهاد اکبر در روایات

امام علی علیه السلام: «جهاد النفس مهرالجنة»؛ مبارزه با نفس کابین بهشت است.

امام علی (ع): «مجاهدة النفس شیمة النبلاء»؛ مبارزه با نفس خصلت انسانهای شریف و بزرگوار است.

امام علی (ع): «جهاد النفس بالعلم عنوان العقل»؛ مبارزه آگاهانه با نفس سرلوحه خرد و عقل آدمی است.

رسول الله (ص): «المجاهد من جاهد نفسه فی الله»؛ مجاهد کسی است که برای خدا با نفس خود مبارزه کند.

امام علی (ع): «ان المجاهد نفسه علی طاعة الله و عن معاصیه عند الله سبحانه بمنزلة بر شهید»؛ کسی که در مسیر بندگی خدا و دوری از نافرمانی او با نفس خویش مبارزه کند در نزد خداوند جایگاه و مقام نیکوکار شهید را دارد.

امام کاظم علیه السلام: «جاهد نفسک لتردها عن هواها فانه واجب علیک کجهاد عدوک»؛ با نفست مبارزه کن تا آن را از خواهشهایش بازداری که مبارزه با نفس مانند جنگ با دشمنت بر تو واجب است.

امام علی (ع): «افضل الجهاد جهاد النفس عن الهوی و فطامها عن لذات الدنیا»؛ برترین جهاد مبارزه با هوای نفس و بازگرفتن آن از لذتهای دنیاست.

امام صادق (ع) فرمودند: «پیامبر سپاهی را به جنگ فرستاد هنگامی که برگشتند فرمود: خوش آمد می گویم به گروهی که جهاد اصغر را پشت سر گذاشتند در حالی که جهاد اکبرشان باقی مانده است. پرسیدند یا رسول الله جهاد اکبر دیگر چیست؟ فرمودند: مبارزه با نفس است.» شعری از امام صادق علیه السلام نقل شده که ایشان آن را می خواندند:
اثا من بالنفس النفیسه ربها *** و لیس لها فی الخلق کلهم ثمن
(بحار الانوار، ج 75، ص 135، باب 21)
من نفس خودم را با هیچ موجودی برابر نمی کنم. اگر بخواهی معامله بکنی با نفس خودم، هیچ چیزی را با آن برابر نمی کنم جز پروردگارم. در عوض، فقط او را می گیرم. از آن که بگذرد حاضر نیستم این سرمایه خودم و این خویشتن خودم را بدهم. تمام دنیا و ما فیها را، تمام ماسوی الله را من با این گوهر نفیس برابر نمی کنم.

امام علی (ع): «اعلموا ان الجهاد الاکبر جهاد النفس فاشتغلوا بجهاد انفسکم تسعدوا»؛ بدانید که جهاد اکبر مبارزه با نفس است. پس با هواهای نفسانی تان بجنگید تا نیک بخت شوید.


رسول الله (ص): «جاهدوا انفسکم علی شهواتکم تحل قلوبکم الحکمة»؛ با خواهشهای نفسانی تان بجنگید تا دلهایتان را حکمت فرا گیرد.


امام صادق (ع) فرمودند: «نفس خود را همچون دشمنی دان که با او مبارزه می کنی و امانت و عاریه ای که باید آن را برگردانی، زیرا خداوند تو را طبیب نفست قرار داده است و راه سلامت آن را به تو نشان داده و درد و بیماری آن هم برایت روشن شده است و به درمان آن هم راهنمایی شده ای. پس بنگر با نفس خود چه می کنی.»

در حدیث معراج خطاب به پیامبر اکرم (ص) آمده است: «مردم یک بار می میرند، ولی نیکوکاران و آخرت گرایان بر اثر مبارزه با نفسهایشان و مخالفت با خواهشهای درونی شان و ستیز با شیطانی که در رگهایشان جاری است روزی هفتاد بار می میرند.»

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه خطبه 176 می فرماید: «المؤمن لایمسی و لا یصبح الا ونفسه ظنون عنده»؛ مؤمن خصلتش این است: صبحی را به شام نمی برد و شبی را به صبح نمی آورد مگر اینکه نفسش مورد بدگمانی اوست، همیشه با یک نوع بدگمانی به نفس خود نگاه می کند، مثل آدمی که همسایه خائنی داشته باشد که به او اعتماد ندارد و دائما در فکر این است که این همسایه خیانتی نکند.

حضرت علی علیه السلام: می گوید: مؤمن باید همیشه به نفس خودش به چشم یک خائن و کسی که نمی شود به او اعتماد کرد و مورد بدگمانی و بدبینی است نگاه کند. در حدیث دیگر نفس را به این شکل معرفی کرده اند که:

«واجعل نفسک عدوا تجاهده» (وسائل 123 / 11)؛

به نفست به چشم یک دشمن نگاه کن که با او مبارزه می کنی، همیشه به او بدبین باش .

پیغمبر اکرم فرمود: «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک» (محجةالبیضاء 6/5)؛

نفس تو دشمن ترین دشمنان توست.



امیر مؤمنان على (علیه السلام) در دعاى صباح چه زیبا مى فرماید:

«و ان خذلنى نصرک عند محاربة النفس و الشیطان فقد وکلنى خذلانک الى حیث النصب و الحرمان»؛

اگر به هنگام مبارزه با نفس و شیطان از یارى تو محروم بمانم این محرومیت مرا به رنج و حرمان مى سپارد و امیدى به نجات من نیست.


على (علیه السلام) مى فرماید:

المجاهد من جاهد نفسه؛ مجاهد حقیقى کسى است که با هوسهاى سرکش نفس بجنگد .



و از امام صادق (علیه السلام) نقل شده:

«من ملک نفسه اذا رغب، و اذا رهب، و اذا اشتهى، و اذا غضب، و اذا رضى، حرم الله جسده على النار»؛

کسى که برخویشتن در چند حالت مسلط باشد به هنگام تمایل، و به هنگام ترس و به هنگام شهوت و به هنگام غضب و به هنگام رضایت و خشنودى از کسى (آنچنان بر اراده خویش مسلط باشد که این امور، او را از فرمان خدا منحرف نسازد) خداوند جسد او را بر آتش حرام مى کند. "

علی علیه السلام در وصیت نامه ای که به فرزند بزرگوارش امام مجتبی علیه السلام می نویسد، می فرماید:

اکرم نفسک من کل دنیه و ان ساقتک الی الرغائب فإنک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا «نهج البلاغه، نامه 31/86»؛

پسرکم! نفس خود را گرامی و محترم بدار از این که به یک پستی دچار بشود، زیرا اگر از نفس خود چیزی را باختی و از دست دادی، دیگر هیچ چیز نمی تواند جای آن را پر کند. اگر بدنت را از دست بدهی جایش پرشدنی است، تا چه رسد که مال و ثروتت را از دست بدهی. هر چه را از دست بدهی چیز دیگری می تواند جای آن را پر کند (گفت: آنچه عوض دارد گله ندارد) اما یک چیز است که اگر آن را از دست بدهی دیگر جا پر کن ندارد (و آن نفس خودت است). فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا؛ اگر از خود خود، از خویشتن خود چیزی را از دست بدهی، عوض برایش پیدا نمی کنی.

همچنین در یکی از خطابه هایی که در صفین فرمودند و در نهج البلاغه هم هست، دم از پیروزی و غلبه می زند و می گوید اصلا زندگیی که با تو سری خوری و زیر دستی باشد، مردن از آن بهتر است و مردنی که با پیروزی باشد بر چنین زندگی هزاران بار ترجیح دارد.
آخرین جمله آن حماسه اش این است:

«فالموت فی حیوتکم مقهورین و الحیوه فی موتکم قاهرین»؛

مردن این است که مغلوب و مقهور و تو سری خور دیگران باشید ولو روی زمینه راه بروید، و زندگی این است که پیروز باشید ولو زیر خاک باشید. «نهج البلاغه خطبه 51»


 
comment يادداشت هاي شما ()